خرید بک لینک
من ؛تمامِ من ...برای تو کمم .بالا را ببین !روی هِلال ماه نشسته ام ...میبینی ؟پایی روی پا انداخته امسازی در دستمی نوازممی شنوی ؟آهنگ روزهای بارانیِ مان استاین بالا همه چیز ؛ عجیب خوب استسکوت محض ...دیگ

برچسب: نویسنده: النا نیکنام تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:02

میان این همه ،هَم هَمه
کِنار صَد خروار حرفِ مُفت ...
وسوسه می شوم ؛
که بروم
که دل بکنم ...
از همه جا؛
از همه کس
که ناگاه
یاد تو
شلاق می زند !
فکر تو زنجیر می شود
مهر تو پاگیر می شود



#مجید_طاهرخانی

برچسب: نویسنده: النا نیکنام تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:02

مغرور و زخم خورده و عصیان گرباران گرفته سقف جهانش راتاریخ را گرفته در آغوششبا گریه می کشد چمدانش رایک زن که دست می کشد از خانهدر جستجوی یک نفس آرامشدستان ترس پنجه کشیده انددیوارهای روح و روانش رااترک،

برچسب: نویسنده: النا نیکنام تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:02

می خواهد چیزی بگویدنمی گویدمی خواهد چیزی را بخاطر بیاورمنمی آورممی رودو لباس قرمز گلدار قدیمی اش را به تن میکنددوباره لاک سفید میزندروسری آبی بسر میکندعطرِ کِلوین کِلاین میزندو بر می گردد ...سنجاق سین

برچسب: نویسنده: النا نیکنام تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:02

با صدای بم و آمرانه می پرسد-چیزی می خواهی آقا پسر؟(امروز سرحال نیست )می گویم :بله ،مداد رنگیِ شمشیر ...-شمشیر نشان ندارم بابا-فقط فابر کاستل و توسنمیگویم : چرا کتاب را نخرید ؟!با اکراه می گوید :-کی؟می

برچسب: نویسنده: النا نیکنام تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:02

در آن هنگام که دستم گرفتدوباره زاده شدم با بوسه ای ناب؛ نفسی تازه کردمسبویی شدبر کویر دل سیراب کرد گلدان های شمدانی را بنفشه تازه گشت سهره غمگین باغ؛آواز خوشبختی سرداد عشق نطفه بست من و دل جوانه زدیمد

برچسب: نویسنده: النا نیکنام تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:02

مادربزگ بالاخره از امامزاده داوود برمیگردد ،فردایش میخواهد به خانه مادر بهار نارنج برودمیگویم میشود من هم با شما بیام:_آره مادر تو هم بیاآقای اقدسی در را با خوشرویی باز میکند قیچی و بیلچه باغبانی اش ط

برچسب: نویسنده: النا نیکنام تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:02

صفحه بندی